خلاصه کتاب:
سالهاست احساساتم را در نطفه خاموش کردهام؛ شادی و غم را به سکوت واداشتهام. دلتنگیها را با فریاد بیثمر پاسخ دادهام و عشق را با سیلی راندهام. سکوت تلخ را نوشیدهام، لبخند را ممنوع کردهام و امید را بیاعتبار شمردهام. درونم انقلابی خاموش جریان دارد؛ فریادی بیصدا که از عمق وجودم برمیخیزد.
خلاصه کتاب:
محمدطاها بهخاطر عهدی قدیمی باید با شیدا ازدواج کند، در حالی که عاشق ریحانه، دخترعمویش است. ریحانه وقتی حقیقت را میفهمد، تصمیم به ترک میگیرد. محمدطاها برای نگهداشتن او به صیغهی اجباری روی میآورد، اما روز عقد، ریحانه فرار میکند.
خلاصه کتاب:
آرش پس از سال ها دوری از وطن، به ایران برگشته، بطور کاملا تصادفی با معشوقه ی سال های نوجوانی اش که بر اثر نیرنگ اطرافیانش او را از دست داده، روبرو می شود، زنی متاهل، عاشق و در عین حال متعهد به عشق دیرینه اش. عشق، انتقام، هوس چون آتشی زیر خاکستر زبانه می کشد و همه را به کام می گیرد ولی در این میان زمانه بازی عجیبی شروع می کند تا این دو باز روبروی هم قرار بگیرند.
خلاصه کتاب:
از همون لحظهی اول، حس کردم یه چیزی بین ما هست. همیشه برای خواستههام جنگیده بودم، و این بار هم عقب نکشیدم. حتی وقتی فهمیدم کسی دیگهای تو زندگیشه، باز هم امیدوار بودم. اما اونم مثل من، اهل مبارزه بود، نه برای شکست دادن، بلکه برای حفظ خودش.
خلاصه کتاب:
مرگ مهتاب سایهای بر زندگی ستاره میاندازد، که حال در نقشی دوگانه باید قدم بردارد. اما زمان سرنوشت را به بازی میگیرد، و میان نور عشق و تاریکی کینه، او را وادار به انتخابی بیبازگشت میکند...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بهشت بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.